[[{"content_id":729439,"content_number":0,"portal_id":122,"lang_id":"fa","content_title":"کاروان افتخارات ادامه دارد؛ \r\n\r\nدرخشش علیرضا مدیری در عرصه ملی","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"طلای درخشان مسابقات ملی مهارت؛ آشنایی با دانشجوی رشته الکترونیک دانشگاه ملی مهارت واحد استانی خراسان رضوی","content_summary_fill":1,"content_body":"مصاحبه علیرضا مدیری با خبرگزاری شهرآرا نیوز :\r\nدانشجوی ترم اول رشته الکترونیک در دانشگاه شهید &nbsp; منتظری است و همین امسال در مسابقات رباتیک گل کاشته است. علیرضا مدبری توانسته است در بیست&zwnj;ودومین مسابقات ملی مهارت ایران، در کنار هم&zwnj;تیمی&zwnj;اش مدال طلا کسب کند و این تنها &nbsp;افتخار &nbsp;او نیست. موفقیت را در هدف بلندی می&zwnj;بیند که از حالا به آن چشم دوخته است؛ دفاع از کشورش آن هم در جبهه شاغل&zwnj;شدن در هوافضای سپاه.اما اکنون هدفش فقط خوب درس&zwnj;خواندن است؛ هدفی که باعث شده برای دو سال از تربت حیدریه به مشهد مهاجرت کند. علاقه علیرضا به رباتیک از کودکی آغاز شد؛ زمانی که به&zwnj;جای اسباب&zwnj;بازی&zwnj;های معمولی با موتورهای سوخته و قطعات برقی سرگرم می&zwnj;شد. مادرش از این&zwnj;طرف و آن طرف، وسایل برقی سوخته را جمع می&zwnj;کرد و او هم دل و روده&zwnj; آن&zwnj;ها را بیرون می&zwnj;ریخت تا بفهمد هر قطعه چگونه کار می&zwnj;کند.\r\n&nbsp;\r\nطراحی ربات نیمه&zwnj;صنعتیاولین تجربه جدی این دانشجوی ترم&zwnj;اولی در مسابقات رباتیک به سال دهم هنرستانش برمی&zwnj;گردد. حضور او در این نوع مسابقات ادامه پیدا کرد تا یک تجربه جدی&zwnj;تر برایش پیش آمد. این&zwnj;بار &zwnj;تمرکز خود را روی پروژه&zwnj;ای پیچیده&zwnj;&zwnj;تر از دوره هنرستانش گذاشت؛ طراحی یک ربات نیمه&zwnj;صنعتی به نام میوه&zwnj;چین. این ربات وظیفه داشت میوه&zwnj;ها را تشخیص دهد، مختصات آن&zwnj;ها را شناسایی و به داخل سبد منتقل کند. علیرضا توضیح می&zwnj;دهد: ربات ما سه نوع میوه مختلف را شناسایی می&zwnj;کرد و می&zwnj;توانست برای هر سفارش، تعداد مشخصی از میوه&zwnj;ها را جمع&zwnj; کند. طراحی ربات نیمه&zwnj;صنعتی بود و بازوهای آن شبیه بازوهای صنعتی ساخته شده بود.وزن رباتی که برای علیرضا و هم&zwnj;تیمی&zwnj;اش &nbsp;&laquo;صالح حوران&zwnj;فر &raquo;مدال&zwnj;آور شد، حدود ده&zwnj;کیلو بود و ساخت آن شامل ترکیبی از تجهیزات شخصی و کمک&zwnj;های شرکت اسپاد از پارک علم و فناوری مشهد بود. اما &nbsp;این جوان با وجود داشتن حمایت برای همین ربات هم با مشکل روبه&zwnj;رو بود. یکی از چالش&zwnj;های بزرگ، جایگزین&zwnj;کردن سنسورها بود. او می&zwnj;گوید: یکی از سنسورها را نداشتیم و مجبور شدم از گوشی اندرویدی استفاده کنم. یافتن سنسور کار دشواری بود. در این روش که ایده خودم بود، اطلاعات سنسور ازطریق گوشی جمع&zwnj;آوری و به پردازنده ربات ارسال می&zwnj;شد. این کار باعث شد دقت ربات بالا برود و داوران مسابقه متعجب شوند.\r\nمدال هدفم نبوداین دانشجو با بیان اینکه از یک ماه قبل از مسابقه، او شبانه&zwnj;روز در محل شرکتی که اسپانسر شده، مشغول کار بود و حتی شب&zwnj;ها در همان شرکت می&zwnj;خوابید، می&zwnj;افزاید: مدیرعامل شرکت به من اعتماد کرده و کلید در&zwnj;اختیارم گذاشته بودند. من فقط روی رباتم کار می&zwnj;کردم و حتی هدفم گرفتن مدال هم نبود. از همان اول می&zwnj;خواستم از این تجربه&zwnj;ها درس بگیرم و مهارت&zwnj;هایم را ارتقا بدهم.او همچنین به هزینه&zwnj;های شخصی که صرف ربات کرد و خسارات مالی و فنی که به سیستم&zwnj;ها و تجهیزات زد، اشاره می&zwnj;کند: با&zwnj;وجود داشتن حمایت، 6میلیون هزینه کردم. در&zwnj;کنار آن، از سال&zwnj;های اول بارها به نرم&zwnj;افزارهای کامپیوترهای خودم صدمه زدم و مجبور شدم سیستم&zwnj;ها را دوباره نصب و تنظیم کنم. البته این خسارت&zwnj;ها باعث شد خودم کارهایی مثل نصب ویندوز را از همان ابتدا یاد بگیرم و مهارت&zwnj;های عملی&zwnj;ام افزایش یابد.\r\nخودآموخته، خودباورعلیرضا درباره خودآموزی&zwnj;هایش در&zwnj;زمینه رباتیک می&zwnj;گوید: در شهرستان ما، کلاس خاصی برای رباتیک برگزار نمی&zwnj;شد. من ابتدا مهارت&zwnj;ها را طبقه&zwnj;بندی می&zwnj;کردم و هر بخش را به&zwnj;صورت عملی یاد می&zwnj;گرفتم. بعد&zwnj;از یادگیری هر مهارت، آن&zwnj;ها را ترکیب می&zwnj;کردم تا پروژه نهایی شکل بگیرد. از اول دنبال این مهارت&zwnj;ها بودم. برنامه&zwnj;نویسی، میکروکنترلرها، سنسورها و بازوهای مکانیکی همه بخش&zwnj;هایی بودند که باید یاد می&zwnj;گرفتم و ترکیب می&zwnj;کردم.او نام سه نفر از کسانی که امسال بیشترین کمک را به ساخت ربات کردند، می&zwnj;برد و از حمایت&zwnj;هایشان یاد می&zwnj;کند؛ &laquo;آقای موسوی زاده، مدیرعامل شرکت و آقایان کیومرث و حسینی&zwnj;تبار از نیروهای شرکت نیز &nbsp;در همه زمینه&zwnj;ها به&zwnj;ویژه در ساخت بدنه رباتمان خیلی کمک کردند.&raquo;&zwnj;\r\nمی&zwnj;خواهم اسمم در تاریخ ثبت شوداین دانشجوی نخبه از افکار بلندش می&zwnj;گوید: جنگ دوازده&zwnj;روزه من را خیلی تکان داد. نمی&zwnj;توانستم بپذیرم عده&zwnj;ای محدود در دنیا برای میلیون&zwnj;ها آدم تصمیم می&zwnj;گیرند. ناعادلانه است که گروه کوچکی بخواهند برای بیشتر انسان&zwnj;ها تصمیم بگیرند. از همان&zwnj;جا یک حس عمیق در من شکل گرفت که نباید بی&zwnj;تفاوت باشم. از طرف دیگر، صحبتی از رهبری شنیده بودم که &nbsp;فرموده&zwnj;بودند پول و مقام و قدرت حقیر&zwnj;تر از آن هستند که هدف زندگی انسان باشند.علیرضا ادامه می&zwnj;دهد: اطرافم را که نگاه می&zwnj;کنم، می&zwnj;بینم خیلی&zwnj;ها آرزو دارند در آینده پولدار شوند، اما من این را نمی&zwnj;خواهم. می&zwnj;خواهم کسی باشم که اسمش در تاریخ ثبت شود؛ نه به خاطر ثروت، بلکه به خاطر اثری که می&zwnj;گذارد. وقتی دیدم ایران چگونه جلو اسرائیل ایستاد و چطور اقتدارش را نشان داد، بیشتر مصمم شدم وارد هوافضای سپاه شوم. می&zwnj;خواهم کسی باشم که اسمم در تاریخ ثبت شود. آرزویم این است که روزی به نقطه&zwnj;ای برسم که کارم یا اختراعم نقش کوچکی در تاریخ این کشور داشته باشد؛ نقشی که به درد مردم بخورد، نه به درد جیب من.\r\n***\r\nربات جنگجو، سال دهمبدنه ربات را با کامپوزیت&zwnj;های اضافی سر هم کردم. این اولین بار بود که توانستم نتیجه تلاش خودم را ببینم و رتبه سوم را در شهرستان تربت حیدریه به دست آورم.\r\nربات آتش&zwnj;نشان، سال یازدهمربات من و دوستم، خطی را دنبال می&zwnj;کرد و موانع فیزیکی را تشخیص می&zwnj;داد. هدف این بود که شبیه&zwnj;سازی یک مأموریت آتش&zwnj;نشانی انجام شود. برای ساخت این ربات، ما از ماژول&zwnj;های ابتدایی استفاده کردیم و برد اصلی ربات را هم خودمان طراحی کردیم. مقام سوم استان خراسان رضوی را کسب کردیم و برای اولین&zwnj;بار به مرحله کشوری راه پیدا کردیم.\r\nربات میوه&zwnj;چین، سال اول دانشگاهاین ربات نمونه&zwnj;ای از تلاش، نوآوری و پشتکار است و برای ساخت آن از کسانی که کمکم کردند، تشکر می&zwnj;کنم.\r\n***\r\nمعصومه یوسفی، مادر علیرضا\r\nکنجکاوی&zwnj;اش را سرکوب نکردمعلیرضا از کودکی خیلی کنجکاو بود. دوست داشت همه وسایل را باز کند و از آن&zwnj;ها سر در بیاورد؛ از اسباب&zwnj;بازی&zwnj;ها گرفته تا وسایل برقی خانه. وقتی مشاور به ما گفت بیش&zwnj;فعال نیست و نباید کنجکاوی&zwnj;اش را سرکوب کنم، تصمیم گرفتم روش عملی برایش پیدا کنم. با چند مغازه اسباب&zwnj;بازی&zwnj;فروشی در تربت حیدریه صحبت کردم تا وسایل ته&zwnj; بار&zwnj;شان و وسایل بازی معیوب و ایمن را در&zwnj;اختیار من بگذارند؛ وسایلی که خطری نداشته باشد. با این تجربه به&zwnj;جای جلوگیری، کنجکاوی&zwnj;اش را در مسیر یادگیری و خلاقیت هدایت کردم. همین روش باعث شد مهارت حل مسئله، نظم ذهنی و اعتماد به نفس او از کودکی شکل بگیرد و استعدادش در ریاضی و فیزیک به چشم بیاید.\r\n&laquo;دانشمند کوچولو&raquo; اول شدوقتی علیرضا کلاس دوم یا سوم دبستان بود، قوطی رب را برداشته بود و با چسب نواری و چرخ&zwnj;های یک کیف بدون استفاده و دسته پلاستیکی، یک تانک درست کرده بود. من از دیدن چیزی که با ایده خودش ساخته بود، خیلی هیجان زده شدم. به نظرم برای بچه&zwnj;ای به سن و سال او کار زیادی بود. وقتی این کار را به مدرسه برد، متأسفانه معلم و معاون مدرسه بدون هیچ تشویقی، او را دلسرد کردند و در مسابقه&zwnj; شرکت نداده بودند. گویا زمانش یک روز گذشته بود. رفتار معلمش، تأثیر منفی روی پسرم گذاشت و به همین دلیل بعد&zwnj;از آن اتفاق، مدرسه&zwnj;اش را عوض کردم. در مدرسه جدید، معلمانی داشت که استعداد او را شناختند و تشویق کردند. همین باعث شد در جشنواره&zwnj;ها و مسابقات رباتیک پیشرفت کند و اعتماد&zwnj;به&zwnj;نفسش رشد کند.هنوز هر&zwnj;سال روز معلم، علیرضا برای معلمش، آقای براتی، پیام تبریک می&zwnj;فرستد. او کسی بود که شخصیت دانش&zwnj;آموزانش برایش مهم و بیشتر از درس برای این جنبه ارزش قائل بود. جالب است که خواهر آقای براتی، معلم کلاس ششم علیرضا بود و پسرم را &laquo;دانشمند کوچولو&raquo; صدا می&zwnj;زد. در&zwnj;نتیجه زحمات معلمانش، علیرضا وقتی کلاس پنجم بود، در یک جشنواره علمی شرکت کرد و در تربت حیدریه اول شد.","content_html":"<p>مصاحبه علیرضا مدیری با خبرگزاری شهرآرا نیوز :<\/p>\r\n<p>دانشجوی ترم اول رشته الکترونیک در دانشگاه شهید &nbsp; منتظری است و همین امسال در مسابقات رباتیک گل کاشته است. علیرضا مدبری توانسته است در بیست&zwnj;ودومین مسابقات ملی مهارت ایران، در کنار هم&zwnj;تیمی&zwnj;اش مدال طلا کسب کند و این تنها &nbsp;افتخار &nbsp;او نیست. موفقیت را در هدف بلندی می&zwnj;بیند که از حالا به آن چشم دوخته است؛ دفاع از کشورش آن هم در جبهه شاغل&zwnj;شدن در هوافضای سپاه.<br>اما اکنون هدفش فقط خوب درس&zwnj;خواندن است؛ هدفی که باعث شده برای دو سال از تربت حیدریه به مشهد مهاجرت کند. علاقه علیرضا به رباتیک از کودکی آغاز شد؛ زمانی که به&zwnj;جای اسباب&zwnj;بازی&zwnj;های معمولی با موتورهای سوخته و قطعات برقی سرگرم می&zwnj;شد. مادرش از این&zwnj;طرف و آن طرف، وسایل برقی سوخته را جمع می&zwnj;کرد و او هم دل و روده&zwnj; آن&zwnj;ها را بیرون می&zwnj;ریخت تا بفهمد هر قطعه چگونه کار می&zwnj;کند.<\/p>\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n<p>طراحی ربات نیمه&zwnj;صنعتی<br>اولین تجربه جدی این دانشجوی ترم&zwnj;اولی در مسابقات رباتیک به سال دهم هنرستانش برمی&zwnj;گردد. حضور او در این نوع مسابقات ادامه پیدا کرد تا یک تجربه جدی&zwnj;تر برایش پیش آمد. این&zwnj;بار &zwnj;تمرکز خود را روی پروژه&zwnj;ای پیچیده&zwnj;&zwnj;تر از دوره هنرستانش گذاشت؛ طراحی یک ربات نیمه&zwnj;صنعتی به نام میوه&zwnj;چین. این ربات وظیفه داشت میوه&zwnj;ها را تشخیص دهد، مختصات آن&zwnj;ها را شناسایی و به داخل سبد منتقل کند. علیرضا توضیح می&zwnj;دهد: ربات ما سه نوع میوه مختلف را شناسایی می&zwnj;کرد و می&zwnj;توانست برای هر سفارش، تعداد مشخصی از میوه&zwnj;ها را جمع&zwnj; کند. طراحی ربات نیمه&zwnj;صنعتی بود و بازوهای آن شبیه بازوهای صنعتی ساخته شده بود.<br>وزن رباتی که برای علیرضا و هم&zwnj;تیمی&zwnj;اش &nbsp;&laquo;صالح حوران&zwnj;فر &raquo;مدال&zwnj;آور شد، حدود ده&zwnj;کیلو بود و ساخت آن شامل ترکیبی از تجهیزات شخصی و کمک&zwnj;های شرکت اسپاد از پارک علم و فناوری مشهد بود. اما &nbsp;این جوان با وجود داشتن حمایت برای همین ربات هم با مشکل روبه&zwnj;رو بود. یکی از چالش&zwnj;های بزرگ، جایگزین&zwnj;کردن سنسورها بود. او می&zwnj;گوید: یکی از سنسورها را نداشتیم و مجبور شدم از گوشی اندرویدی استفاده کنم. یافتن سنسور کار دشواری بود. در این روش که ایده خودم بود، اطلاعات سنسور ازطریق گوشی جمع&zwnj;آوری و به پردازنده ربات ارسال می&zwnj;شد. این کار باعث شد دقت ربات بالا برود و داوران مسابقه متعجب شوند.<\/p>\r\n<p><br>مدال هدفم نبود<br>این دانشجو با بیان اینکه از یک ماه قبل از مسابقه، او شبانه&zwnj;روز در محل شرکتی که اسپانسر شده، مشغول کار بود و حتی شب&zwnj;ها در همان شرکت می&zwnj;خوابید، می&zwnj;افزاید: مدیرعامل شرکت به من اعتماد کرده و کلید در&zwnj;اختیارم گذاشته بودند. من فقط روی رباتم کار می&zwnj;کردم و حتی هدفم گرفتن مدال هم نبود. از همان اول می&zwnj;خواستم از این تجربه&zwnj;ها درس بگیرم و مهارت&zwnj;هایم را ارتقا بدهم.<br>او همچنین به هزینه&zwnj;های شخصی که صرف ربات کرد و خسارات مالی و فنی که به سیستم&zwnj;ها و تجهیزات زد، اشاره می&zwnj;کند: با&zwnj;وجود داشتن حمایت، 6میلیون هزینه کردم. در&zwnj;کنار آن، از سال&zwnj;های اول بارها به نرم&zwnj;افزارهای کامپیوترهای خودم صدمه زدم و مجبور شدم سیستم&zwnj;ها را دوباره نصب و تنظیم کنم. البته این خسارت&zwnj;ها باعث شد خودم کارهایی مثل نصب ویندوز را از همان ابتدا یاد بگیرم و مهارت&zwnj;های عملی&zwnj;ام افزایش یابد.<\/p>\r\n<p><br>خودآموخته، خودباور<br>علیرضا درباره خودآموزی&zwnj;هایش در&zwnj;زمینه رباتیک می&zwnj;گوید: در شهرستان ما، کلاس خاصی برای رباتیک برگزار نمی&zwnj;شد. من ابتدا مهارت&zwnj;ها را طبقه&zwnj;بندی می&zwnj;کردم و هر بخش را به&zwnj;صورت عملی یاد می&zwnj;گرفتم. بعد&zwnj;از یادگیری هر مهارت، آن&zwnj;ها را ترکیب می&zwnj;کردم تا پروژه نهایی شکل بگیرد. از اول دنبال این مهارت&zwnj;ها بودم. برنامه&zwnj;نویسی، میکروکنترلرها، سنسورها و بازوهای مکانیکی همه بخش&zwnj;هایی بودند که باید یاد می&zwnj;گرفتم و ترکیب می&zwnj;کردم.<br>او نام سه نفر از کسانی که امسال بیشترین کمک را به ساخت ربات کردند، می&zwnj;برد و از حمایت&zwnj;هایشان یاد می&zwnj;کند؛ &laquo;آقای موسوی زاده، مدیرعامل شرکت و آقایان کیومرث و حسینی&zwnj;تبار از نیروهای شرکت نیز &nbsp;در همه زمینه&zwnj;ها به&zwnj;ویژه در ساخت بدنه رباتمان خیلی کمک کردند.&raquo;&zwnj;<\/p>\r\n<p><br>می&zwnj;خواهم اسمم در تاریخ ثبت شود<br>این دانشجوی نخبه از افکار بلندش می&zwnj;گوید: جنگ دوازده&zwnj;روزه من را خیلی تکان داد. نمی&zwnj;توانستم بپذیرم عده&zwnj;ای محدود در دنیا برای میلیون&zwnj;ها آدم تصمیم می&zwnj;گیرند. ناعادلانه است که گروه کوچکی بخواهند برای بیشتر انسان&zwnj;ها تصمیم بگیرند. از همان&zwnj;جا یک حس عمیق در من شکل گرفت که نباید بی&zwnj;تفاوت باشم. از طرف دیگر، صحبتی از رهبری شنیده بودم که &nbsp;فرموده&zwnj;بودند پول و مقام و قدرت حقیر&zwnj;تر از آن هستند که هدف زندگی انسان باشند.<br>علیرضا ادامه می&zwnj;دهد: اطرافم را که نگاه می&zwnj;کنم، می&zwnj;بینم خیلی&zwnj;ها آرزو دارند در آینده پولدار شوند، اما من این را نمی&zwnj;خواهم. می&zwnj;خواهم کسی باشم که اسمش در تاریخ ثبت شود؛ نه به خاطر ثروت، بلکه به خاطر اثری که می&zwnj;گذارد. وقتی دیدم ایران چگونه جلو اسرائیل ایستاد و چطور اقتدارش را نشان داد، بیشتر مصمم شدم وارد هوافضای سپاه شوم. می&zwnj;خواهم کسی باشم که اسمم در تاریخ ثبت شود. آرزویم این است که روزی به نقطه&zwnj;ای برسم که کارم یا اختراعم نقش کوچکی در تاریخ این کشور داشته باشد؛ نقشی که به درد مردم بخورد، نه به درد جیب من.<\/p>\r\n<p>***<\/p>\r\n<p>ربات جنگجو، سال دهم<br>بدنه ربات را با کامپوزیت&zwnj;های اضافی سر هم کردم. این اولین بار بود که توانستم نتیجه تلاش خودم را ببینم و رتبه سوم را در شهرستان تربت حیدریه به دست آورم.<\/p>\r\n<p>ربات آتش&zwnj;نشان، سال یازدهم<br>ربات من و دوستم، خطی را دنبال می&zwnj;کرد و موانع فیزیکی را تشخیص می&zwnj;داد. هدف این بود که شبیه&zwnj;سازی یک مأموریت آتش&zwnj;نشانی انجام شود. برای ساخت این ربات، ما از ماژول&zwnj;های ابتدایی استفاده کردیم و برد اصلی ربات را هم خودمان طراحی کردیم. مقام سوم استان خراسان رضوی را کسب کردیم و برای اولین&zwnj;بار به مرحله کشوری راه پیدا کردیم.<\/p>\r\n<p>ربات میوه&zwnj;چین، سال اول دانشگاه<br>این ربات نمونه&zwnj;ای از تلاش، نوآوری و پشتکار است و برای ساخت آن از کسانی که کمکم کردند، تشکر می&zwnj;کنم.<\/p>\r\n<p>***<\/p>\r\n<p>معصومه یوسفی، مادر علیرضا<\/p>\r\n<p>کنجکاوی&zwnj;اش را سرکوب نکردم<br>علیرضا از کودکی خیلی کنجکاو بود. دوست داشت همه وسایل را باز کند و از آن&zwnj;ها سر در بیاورد؛ از اسباب&zwnj;بازی&zwnj;ها گرفته تا وسایل برقی خانه. وقتی مشاور به ما گفت بیش&zwnj;فعال نیست و نباید کنجکاوی&zwnj;اش را سرکوب کنم، تصمیم گرفتم روش عملی برایش پیدا کنم. با چند مغازه اسباب&zwnj;بازی&zwnj;فروشی در تربت حیدریه صحبت کردم تا وسایل ته&zwnj; بار&zwnj;شان و وسایل بازی معیوب و ایمن را در&zwnj;اختیار من بگذارند؛ وسایلی که خطری نداشته باشد. با این تجربه به&zwnj;جای جلوگیری، کنجکاوی&zwnj;اش را در مسیر یادگیری و خلاقیت هدایت کردم. همین روش باعث شد مهارت حل مسئله، نظم ذهنی و اعتماد به نفس او از کودکی شکل بگیرد و استعدادش در ریاضی و فیزیک به چشم بیاید.<\/p>\r\n<p>&laquo;دانشمند کوچولو&raquo; اول شد<br>وقتی علیرضا کلاس دوم یا سوم دبستان بود، قوطی رب را برداشته بود و با چسب نواری و چرخ&zwnj;های یک کیف بدون استفاده و دسته پلاستیکی، یک تانک درست کرده بود. من از دیدن چیزی که با ایده خودش ساخته بود، خیلی هیجان زده شدم. به نظرم برای بچه&zwnj;ای به سن و سال او کار زیادی بود. وقتی این کار را به مدرسه برد، متأسفانه معلم و معاون مدرسه بدون هیچ تشویقی، او را دلسرد کردند و در مسابقه&zwnj; شرکت نداده بودند. گویا زمانش یک روز گذشته بود. رفتار معلمش، تأثیر منفی روی پسرم گذاشت و به همین دلیل بعد&zwnj;از آن اتفاق، مدرسه&zwnj;اش را عوض کردم. در مدرسه جدید، معلمانی داشت که استعداد او را شناختند و تشویق کردند. همین باعث شد در جشنواره&zwnj;ها و مسابقات رباتیک پیشرفت کند و اعتماد&zwnj;به&zwnj;نفسش رشد کند.<br>هنوز هر&zwnj;سال روز معلم، علیرضا برای معلمش، آقای براتی، پیام تبریک می&zwnj;فرستد. او کسی بود که شخصیت دانش&zwnj;آموزانش برایش مهم و بیشتر از درس برای این جنبه ارزش قائل بود. جالب است که خواهر آقای براتی، معلم کلاس ششم علیرضا بود و پسرم را &laquo;دانشمند کوچولو&raquo; صدا می&zwnj;زد. در&zwnj;نتیجه زحمات معلمانش، علیرضا وقتی کلاس پنجم بود، در یک جشنواره علمی شرکت کرد و در تربت حیدریه اول شد.<\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2026-08-03 07:58:48","content_date_event":"2026-08-03 07:58:48","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2026-08-03 08:01:15","content_date_register":"2026-08-03 08:01:15","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"visit_count":1,"visit_date_last":"2026-08-03 07:58:48","uid":3088,"eid":0,"attach_title":null,"attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/122\/attach\/202608\/807055_2915537974_150_150.webp","300":".\/cache\/122\/attach\/202608\/807055_2915537974_300_300.webp","400":".\/cache\/122\/attach\/202608\/807055_2915537974_400_400.webp","600":".\/cache\/122\/attach\/202608\/807055_2915537974_600_600.webp","900":".\/cache\/122\/attach\/202608\/807055_2915537974_900_900.webp","1200":".\/cache\/122\/attach\/202608\/807055_2915537974_1200_1200.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":2915537974,"files":{"original":{"url":".\/file\/122\/attach\/202608\/807055_2915537974.jpg","width":1280,"height":1280,"size":0}}}]}]]